
خطر خطرآی آغایون آی خانوما زنبیلو وردارو بیا ( ای بابا قاطی کردم من ، با عرض پوزش از خانوما ) بابا اوضاع خطریه ها،چهار طرفمونو دارن می ترورن.اول از فغانستان شروع شد ، آخه عصامه اونجا بود و ملا هنوزم .بعد اومدن اینورمون هر روز ترق و توروق نمی ذارن عراق بدبخت سرو سامون بگیره ،آخه اونجا بعثیا بودن که ... و آزادی را از آنها گرفته بودننننن. اون بالا این ورتر دریای 8% یم که همینه ، یه سری کوهی دارن اصطلاحا زندگی میکنن ، روهمم میگن جمعیتشون 7-8 هزار نفره، نه بابا 20 میلیون کجا بود. پاکستان رو که ول کن شلم شوربایه واسه خودش ، همه ی مشکلات بقیه رو یه جا داره ، عصامه و بعث و کوهی و... .اینا کم بودن زدن مملکت گل و بلبلم سرویس کردن ، این آخریو به جرم نداشتن عصامه و بعث و کوهی و ... زدن که فکر نکنه خیلی زرنگه ، آغا یا اینوری یااونوری ، سفیدم شد رنگ؟ اما .... اما اما... آدم یه جورایی ترس ورش میداره نکنه یه وخت زبونم لال روم به سمت دیوار خودمونم بزنن. فکر دیگه هزار راه میره . هزارتا آرزو داریم هنوز،کلی پروژه رو زمین مونده کسی نیست اجراشون کنه .این همه شغل که به صدقه سر تحریمهای خدا بی خبرا که نمی دونستن ما همه ی اونارو به فرصتهای بزرگ اقتصادی تبدیل می کنیم بوجود اومده رو چکار کنیم پس؟؟؟ بالاخره اینه که هنوز آره زوده. بعد که می شینم قشنگ فکر میکنم می بینم مایی که نه عصامه و نه بعث و نه کوهی و خلاصه از عوامل هوا رفتن به حول و قوه ی الهی بی نصیبیم چرا بترسیم؟؟؟؟؟ اون هندیاهم درسته اینارو نداشتن ولی سلاح هسته ای ازنوع صلح آمیز که داشتن، پس واسه همین بود که عروج کردن . ما که اینم نداریم پس اصلا جای نگرانی نیست ، بیخود هول ورم داشته بوده، بی خیال، همون زنبیل رو وردارو برو... .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر