پرتاب کفش از سوی خبرنگار شبکه ی خبری العراقیه در کنفرانس خبری جرج بوش و نوری مالکی ، نقل جدید محافل خبری و بویژه خبرگزاریهای کشور خود ما هم (... برهمه عیب نیست) شده است .دراین مطلب ، این حرکت پرتابی رو بررسی میکنیم:
عراق:
کشوری که مردم آن تا همین چند سال پیش حتی جرات بیان کوچکترین نقد و بر زبان آوردن اعتراضی هر چند بی تاثیر را هم نداشتند . کشوری که حالا شده پاتوق دوستان تروریستای این گوشه و اون گوشه ی دنیا .
کشوری که تا چند سال پیش هیتلر بود الگوی رهبرش. کشوری که همین پارسال سر بازیکنای تنیس رو به خاطرپوشیدن شرت ورزشی از تنشون جدا کردن . کشوری که .... . با این اوصاف از افراد مردم چنین کشوری این گونه حرکات اصلا و ابدا غیر قابل انتظار نیست .چه بسا بدیهیست در کشوری که تا چند سال پیش دیکتاتوری فول حاکم بوده و مردم هیچ حق بشری ای نداشته اندو به به که دیکتاتور فرو ریخت و دموکراسی ای که نظیر آن در کمتر بلادی موجود است هدیه شود . قطعا فرصت و زمان می خواهد فهم و درک این موهبت و جو جدید ، فرصتی که در عراق داده نشد و به یکباره ره چند ساله رو یک شبه پیمودند و به اصطلاح خودمون رودل کردن . یه کم زیادی زود پسر خاله شدن .از دلایل دیگری که صحه بر بدیهی بودن این حرکت می گذارد سبقه ی طولانی تاریخی ، فرهنگی و تمدن عظیم عراق است . تعجب نکنین ،این امر امروزه دیگر یک افتخار و وسیله ی برتری یک ملت بر ملت دیگر نیست، که اکثرغالب حرکات ضد ارزش و آنتی فرهنگی در همین کشورها روی میدهد و دلیل اصلی آن هم ، دیدن چند هزار باره ی فقط رویای متمدن بودن است و بس . نمردیم و عرب بادیه ننشین رو هم دیدیم . یادتون هست که پیرارسال در کنفرانس بازسازی عراق ، نماینده ی عراق در پاسخ به به قول خودش توهین فرستاده ی سعودی در جلسه گفت : کار ما به جائی رسیده که عرب بادیه نشین به ما درس زندگی می آموزد .
واکنش جرج بوش :
« چه اشکالی دارد کسی به طرف من لنگه کفش پرت کند؟ در جوامع آزاد احتمال این گونه رفتارها هم هست . این فرد نماینده ی تمام ملت عراق نیست .»
این گفته ی بوش ، قدرتمندترین مرد جهان بلافاصله بعد از پرتاب دو لنگه کفش به سوی اوست .جملات وی کاملا و منطقی و رساست . حق با بوش پسر است . جامعه ی آزاد جامعه ایست که در آن هر فردی در انجام خواسته هایش به مانعی بر نخورد . این تعریف آزادی بی حد و مرزاست . اما آقای بوش :
اینجا ( اونجا ) آمریکا نیست ، آلمان و فرانسه نیست که مفیدترین ابزار مردم برای نشان دادن بیشترین و بالاترین اندازه ی تنفرهم حتی به یکی از منفورترین رئیس جمهورهای کشورشان فقط و فقط کلام باشد . ( البته شاید تو دل خودش گفته اون همه نفت ارزششو داره !!! جریان در و تخته شدم منم ) .اینجا عراق است ، کشوری که به پیک آزادی خود، کسی که از شکنجه و استبداد و خفقان رهائیشان داد ، کسی که هر کس و هر چه و بنا به هر هدفی هم که باشد به آنها حق انتخاب داد ، کسی که آنها را با مفاهیم آزادی ، کنگره و مجلس ، و تعریفی والاتر از همه ی اینها : دولت ائتلافی، آشنا کرد هم لنگه کفش نثار می کنند .
مستر پرزیدنت به قول ما ایرونیا بشکنه این دست که نمک نداره .باید خداروهم شکر کنی که کار به همین یه جفت کفش ختم شد .
شبکه ی خبر خودمون :
به صورت زیر نویس : « یک خبرنگار عراقی به نشانه ی اعتراض به جرج بوش ، لنگه کفش به سمت وی پرتاب کرد.» قسمت قابل توجه این جمله کلمه ی اعتراض است .پس یادمون نره که از این به بعد پرتاب کفش هم نشانه ی اعتراضه . البته اصلا نباید نگران استعمال داخلی اون بود چون اعتراضی نیست جز ملال دوری دوست .
واکنش شبکه ی خبری العراقیه :
این شبکه از ولت عراق خواست که خبرنگار آن شبکه را بر اساس دموکراسی و آزادی بیان آزاد کند.
ایشون یا تعریف دموکراسی رو خوب نفهمیده یا زیادی دموکراته
آخرسر هم خواستم از زاوبه دید دیگه ای قضیه رو نگاه کنم که با دیدن اخبار و خانواده ی سر حال اون خبر نگار متوجه شدم که داشتم کاملا به بیراهه میرفتم که دیگه بقیه شو نرفتم .راستی عجب گزارشی تهیه کرده بود مراتی ، فقط باید گفت افسوس .
دومبن آخر سرم آخریشه . در این پست هر جا که از عبارت مردم عراق یاد شد منظورم همه ی مردم عراق و توهین به اونها نبوده ، منظور همون اقلیت البته تعیین کننده بود .
عراق:
کشوری که مردم آن تا همین چند سال پیش حتی جرات بیان کوچکترین نقد و بر زبان آوردن اعتراضی هر چند بی تاثیر را هم نداشتند . کشوری که حالا شده پاتوق دوستان تروریستای این گوشه و اون گوشه ی دنیا .
کشوری که تا چند سال پیش هیتلر بود الگوی رهبرش. کشوری که همین پارسال سر بازیکنای تنیس رو به خاطرپوشیدن شرت ورزشی از تنشون جدا کردن . کشوری که .... . با این اوصاف از افراد مردم چنین کشوری این گونه حرکات اصلا و ابدا غیر قابل انتظار نیست .چه بسا بدیهیست در کشوری که تا چند سال پیش دیکتاتوری فول حاکم بوده و مردم هیچ حق بشری ای نداشته اندو به به که دیکتاتور فرو ریخت و دموکراسی ای که نظیر آن در کمتر بلادی موجود است هدیه شود . قطعا فرصت و زمان می خواهد فهم و درک این موهبت و جو جدید ، فرصتی که در عراق داده نشد و به یکباره ره چند ساله رو یک شبه پیمودند و به اصطلاح خودمون رودل کردن . یه کم زیادی زود پسر خاله شدن .از دلایل دیگری که صحه بر بدیهی بودن این حرکت می گذارد سبقه ی طولانی تاریخی ، فرهنگی و تمدن عظیم عراق است . تعجب نکنین ،این امر امروزه دیگر یک افتخار و وسیله ی برتری یک ملت بر ملت دیگر نیست، که اکثرغالب حرکات ضد ارزش و آنتی فرهنگی در همین کشورها روی میدهد و دلیل اصلی آن هم ، دیدن چند هزار باره ی فقط رویای متمدن بودن است و بس . نمردیم و عرب بادیه ننشین رو هم دیدیم . یادتون هست که پیرارسال در کنفرانس بازسازی عراق ، نماینده ی عراق در پاسخ به به قول خودش توهین فرستاده ی سعودی در جلسه گفت : کار ما به جائی رسیده که عرب بادیه نشین به ما درس زندگی می آموزد .
واکنش جرج بوش :
« چه اشکالی دارد کسی به طرف من لنگه کفش پرت کند؟ در جوامع آزاد احتمال این گونه رفتارها هم هست . این فرد نماینده ی تمام ملت عراق نیست .»
این گفته ی بوش ، قدرتمندترین مرد جهان بلافاصله بعد از پرتاب دو لنگه کفش به سوی اوست .جملات وی کاملا و منطقی و رساست . حق با بوش پسر است . جامعه ی آزاد جامعه ایست که در آن هر فردی در انجام خواسته هایش به مانعی بر نخورد . این تعریف آزادی بی حد و مرزاست . اما آقای بوش :
اینجا ( اونجا ) آمریکا نیست ، آلمان و فرانسه نیست که مفیدترین ابزار مردم برای نشان دادن بیشترین و بالاترین اندازه ی تنفرهم حتی به یکی از منفورترین رئیس جمهورهای کشورشان فقط و فقط کلام باشد . ( البته شاید تو دل خودش گفته اون همه نفت ارزششو داره !!! جریان در و تخته شدم منم ) .اینجا عراق است ، کشوری که به پیک آزادی خود، کسی که از شکنجه و استبداد و خفقان رهائیشان داد ، کسی که هر کس و هر چه و بنا به هر هدفی هم که باشد به آنها حق انتخاب داد ، کسی که آنها را با مفاهیم آزادی ، کنگره و مجلس ، و تعریفی والاتر از همه ی اینها : دولت ائتلافی، آشنا کرد هم لنگه کفش نثار می کنند .
مستر پرزیدنت به قول ما ایرونیا بشکنه این دست که نمک نداره .باید خداروهم شکر کنی که کار به همین یه جفت کفش ختم شد .
شبکه ی خبر خودمون :
به صورت زیر نویس : « یک خبرنگار عراقی به نشانه ی اعتراض به جرج بوش ، لنگه کفش به سمت وی پرتاب کرد.» قسمت قابل توجه این جمله کلمه ی اعتراض است .پس یادمون نره که از این به بعد پرتاب کفش هم نشانه ی اعتراضه . البته اصلا نباید نگران استعمال داخلی اون بود چون اعتراضی نیست جز ملال دوری دوست .
واکنش شبکه ی خبری العراقیه :
این شبکه از ولت عراق خواست که خبرنگار آن شبکه را بر اساس دموکراسی و آزادی بیان آزاد کند.
ایشون یا تعریف دموکراسی رو خوب نفهمیده یا زیادی دموکراته
آخرسر هم خواستم از زاوبه دید دیگه ای قضیه رو نگاه کنم که با دیدن اخبار و خانواده ی سر حال اون خبر نگار متوجه شدم که داشتم کاملا به بیراهه میرفتم که دیگه بقیه شو نرفتم .راستی عجب گزارشی تهیه کرده بود مراتی ، فقط باید گفت افسوس .
دومبن آخر سرم آخریشه . در این پست هر جا که از عبارت مردم عراق یاد شد منظورم همه ی مردم عراق و توهین به اونها نبوده ، منظور همون اقلیت البته تعیین کننده بود .
۱ نظر:
چرا نمیشه به تو زنگ زد . کارت دارم . دو روزه خودمو جر می دم موبایلت نمی گیره . بزنگ کارت دارم. اینم پاک کن]آرشم
ارسال یک نظر