
آن روز که در سرمای سخت و طاقت فرسای دی ماه 82 آوار بیرحم، جان دهها هزار شهروند بمی را گرفت، آن روز که فرزندان خردسال بمی بیسرپناه در کوچههای بیدیوار شهر مان مویه کنان به دنبال پدر و مادر و خواهر و برادر میگشتند، آن روز که مهر یتیمی بر پیشانی هزارانش کودک و نوجوان شهرمان خورده بود و تمام وجودمان را غم فراق یاران سفر کرده فرا گرفته بود و با دستان خالی و سرد و بیرمقمان پارههای تنمان را بیغسل و کفن به خاک سرد میسپردیم، آن روز که حجله شادی نو عروسان و تازه دامادان شهر به تلی از خاک و آجر و آهن بدل گشته بود و میدانستیم که فردا باید نظارهگر هزاران زن و مرد و کودک و نوجوان ویلچر نشین شهرمان باشیم.
در آن روز دستان گرم و صمیمیت گرمابخش دستان سرد و خسته مان گردید، آن روز نفس گرم تو بود که بر تن زخم خورده ما مرهم بود، آن روز تو بودی که فریاد مظلومیت ما را سر دادی، آن روز تو بودی که با بسیج همه امکانات کشور به فریاد ما رسیدی.
و 4 سال بعد از آن روز (ششم دی ماه 86) که هیچ مسئولیت اجرایی نداشتی به همراه یار و یاور امام امت مرحوم آیت الله توسلی عزیز به دیدار مردم شهرمان آمدی، دیدی که مسجد بازسازی شده جامع شهرمان مملو از جمعیتی بود که به عشق سید عزیز خود به آنجا آمده بودند و با همه کارشکنیهایی که صورت گرفته بود با فریادهای:«صل علی محمد امید امت آمد»
به استقبال تو آمدند. این مردم میدانستند که شما مسئولیت اجرایی ندارید ولی به عشق لبخندهای گرمت و به امید اینکه بوی خمینی همیشه جاوید را از وجود فرزند فاضلش استشمام کنند به استقبال آمده بودند.
آقای سید محمد خاتمی:
امروز با همان عهد قبلی که بستهایم با همه وجودمان و با تمام خستگیمان تو را صدا میزنیم و از تو میخواهیم که برخیزی و بازآیی.نمیخواهیم گلایه کنیم که بعد از تو بر شهر ما چه گذشت و مصوبات دولت هشتم چرا اجرا نشدند چون ما خاتمی را برای ایران میخواهیم، ما خاتمی را برای زنده نگه داشتن راه و مشی معمار کبیر و فقید انقلاب میخواهیم.
برخیز و بیا تا با لبخند زیبایت دلهای داغدارمان را شاد کنی و قهقه شادی را به کودکان و نونهالان ایران باز گردانی. ما جوانان شهرستان بم با تمام وجود آمادهایم برای روز انتخابات جانفشانی کنیم و نگذاریم که این خونبهای هزاران شهید و جانباز را به مسلخ ببرند.
و با این اعتقاد و باور خاتمی را همراهی کرد که این یاری را در راستای دفاع از تحقق اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی و دفاع از استقلال و آزادی جمهوری اسلامی میدانیم.
ما امروز با تمام وجودمان فریاد میزنیم برخیز و بیا تا در کنار هم عزت و اقتدارمان را به رخ جهانیان بکشیم، برخیز و بیا تا صداقت و پاکی را با هم فریاد کنیم.
در آن روز دستان گرم و صمیمیت گرمابخش دستان سرد و خسته مان گردید، آن روز نفس گرم تو بود که بر تن زخم خورده ما مرهم بود، آن روز تو بودی که فریاد مظلومیت ما را سر دادی، آن روز تو بودی که با بسیج همه امکانات کشور به فریاد ما رسیدی.
و 4 سال بعد از آن روز (ششم دی ماه 86) که هیچ مسئولیت اجرایی نداشتی به همراه یار و یاور امام امت مرحوم آیت الله توسلی عزیز به دیدار مردم شهرمان آمدی، دیدی که مسجد بازسازی شده جامع شهرمان مملو از جمعیتی بود که به عشق سید عزیز خود به آنجا آمده بودند و با همه کارشکنیهایی که صورت گرفته بود با فریادهای:«صل علی محمد امید امت آمد»
به استقبال تو آمدند. این مردم میدانستند که شما مسئولیت اجرایی ندارید ولی به عشق لبخندهای گرمت و به امید اینکه بوی خمینی همیشه جاوید را از وجود فرزند فاضلش استشمام کنند به استقبال آمده بودند.
آقای سید محمد خاتمی:
امروز با همان عهد قبلی که بستهایم با همه وجودمان و با تمام خستگیمان تو را صدا میزنیم و از تو میخواهیم که برخیزی و بازآیی.نمیخواهیم گلایه کنیم که بعد از تو بر شهر ما چه گذشت و مصوبات دولت هشتم چرا اجرا نشدند چون ما خاتمی را برای ایران میخواهیم، ما خاتمی را برای زنده نگه داشتن راه و مشی معمار کبیر و فقید انقلاب میخواهیم.
برخیز و بیا تا با لبخند زیبایت دلهای داغدارمان را شاد کنی و قهقه شادی را به کودکان و نونهالان ایران باز گردانی. ما جوانان شهرستان بم با تمام وجود آمادهایم برای روز انتخابات جانفشانی کنیم و نگذاریم که این خونبهای هزاران شهید و جانباز را به مسلخ ببرند.
و با این اعتقاد و باور خاتمی را همراهی کرد که این یاری را در راستای دفاع از تحقق اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی و دفاع از استقلال و آزادی جمهوری اسلامی میدانیم.
ما امروز با تمام وجودمان فریاد میزنیم برخیز و بیا تا در کنار هم عزت و اقتدارمان را به رخ جهانیان بکشیم، برخیز و بیا تا صداقت و پاکی را با هم فریاد کنیم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر