
«انتقاد» و چگونگی آن همیشه از مطالب مهم و سازنده و بوجود آورنده فضائی جهت یادآوری نقاط ضعف و کمبودهای شخص یا گروه ، حقیقی یا حقوقی که اغلب در موضع برتری نسبت به منتقد قرار دارند ، بوده است . این ابزار با توجه به این ویژگیها و توانائیها ، ذوسیله ای قدرتمند و مناسب جهت افزایش کارآئی یک جامعه ی آماری (در مقیاس کلان) است .اما جزئیاتی در ظاهر وکه در واقع کلیاتی در عمق مسئله اند هستند که جای کمی تأمل دارند که بیشتر حول و حوش منتقد وویژگیهای اوست . قصد من از این موضوع بیان چگونگی انتقاد و یا طرح اینکه با توجه به چه مسائل و فاکتورهائی باید انتقاد کرد نیست.که خوشبختانه در این موارد و روش انتقاد کتب و نوشته های زیادی هستند که می شه به اونها مراجعه کرد. نکته ی قابل بحث اینجاست که آیا من نوعیِِ (فارغ از محدوده و موضوع نقد) اصولا و اساسا شی ء ، کس و یا اشخاص دیگری را دارم؟آیا من منتد در بحث مورد نقد قابل انقاد نیستم؟(تازه این وقتیست که در موضوع مرتبط با حرفه ی خود انتقاد کنم، جالب اینجاست که الانه هر کسی در هر زمینه ای یه پا منتقده ،اگه یه تحصیلاتیو مدرکی هم داشته باشه که واویلا؛ میشه منتقد واجدالشرایط). آیا بجاست که مثلا هر کس و در هر جائی در مورد دولت ( چه این دولت چه آن دولت ) دهان انتقاد و نقد باز میکند و فلان کار دولت اشتباه و فلان کارش فاجعه به راه می اندازد؟دولت را گفتم چون از بقیه دم دست تر بود ، وزیرو معاون وشهردارو فرماندارو رئیس دانشگاه و استاد و فلان پسر و فلان دختر بماند .کار ما شده گیر دادن و گفتن نقطه ضعف بقیه. آیا مثلا وقتی کسی که در ماه حداقل حداقل درآمدی حدود 3000000 تومان دارد فرم یارانه ی اقتصادی ( عنوان دقیقش رو یادم نیست ) را تکمیل میکند و در قسمت مربوط به درامد ماهیانه عدد 250000 تومان را ذکر میکند و با اینکارش حق یک بی بضاعت و محروم را که 100/1 او درآمدش نیست را پایمال می کند و تازه از پرداخت مایات که وظیفه ی هر شهروند است فرار میکند حق اعتراض و نقد دولت در رابطه با مشکلات اقتصادی را دارد ؟ واقعیت این است که اگر او واقعا به فکر اقتصاد د کشور می بود و انتقاداتش به جا حتی نباید به خود اجازه ی تکمیل آن فرمها را هم میداد.هرچند اگر هم اعتراضی شود که نمی شود می گوید چون سرشماری بود پر کردم که جزو آمار باشم!!!!! .حیف از آمار. اروپاییها و آمریکا ءها هنگام دادن مالیات به خود افتخار می کنند که می توانند به اندازه ینیاز خود کمی بیشتر در سال درآمد داشته باشند در عین حال مقداری هم جهت امور اجتماعی و سایر اقشار کم درآمد بپردازند؛ که واقعیت مالیات جز این نیست، در حالیکه در کشور ما.... .اینها فقط در باب اقتصاد و مسائل روزو قابل حس جامعه ی ما بود ،وای به حال سایر مشکلات.آیا آن شخص محترم نباید قبل از انتقاد از دولت اول خود را اصلاح کند ؟ برای مثال نباید اول فرهنگ دادن مالیات را بیاموزد و سپس انتقاد را؟ آیا در آنصورت انتقادش سازنده نخواهد بود ؟آیا انتقادش با انتقاد مواجه می شود؟
انتقاد کردن جرأت می خواد.باید هم جرأتش رو داشت هم مسئولیتش رو قبول کرد.
انتقاد کردن جرأت می خواد.باید هم جرأتش رو داشت هم مسئولیتش رو قبول کرد.
