۱۳۸۷ مهر ۲۶, جمعه

پست مدرنیسم



وبلاگ یکی رو که نگاه میکردم دیدم تو یکی از پستاش از عبارت پست مدرنیسم چند بار به طرز فاحشی بی ربط استفاده کرده بود، با خودم گفتم هیچی نباشه یه 2تا کتاب درون باره خوندم مثلا. به فکرم رسید یه مقدمه ای راج به پست مدرنیسم بنویسم،عبارتی که واسه خیلیا معنی مشخص و واضحی نداره،خیلیا.
یه زمانی وقتی عبارت پست مدرنیسم رو میشنیدیم،فکرمون میرفت سمت مطالب دانشگاهی و دانشگاه و ادبیات و فلسفه و ... .اما کم کم دیدیم که پست مدرنیسم تبدیل شده به عبارتی که هر کس وقتی تو توضیح یه چیزی می مونه و یه جورایی واسش مبهمه سریعا و بدون فوت وقت از این اصطلاح مظلوم و بی دفاع استفاده می کنه.طرفشم که نمی دونه این که شنید یعنی چی از سر ناچاری و اینکه کم نیاره می گه:آها،پس اینه، حالا گرفتم،... .یه جورایی یه اصطلاح دهن پر کن شده.
میشه روانکاوی خوندو فروید رو هم که پایه گذارشه رو شناخت یا اقتصاد مارکسیستی رو خوندو مارکس رو هم شناخت ولی پست مدرنیسم به این آسونیا نیست،فرق فوکوله.
مکتب فکری مشخصی نیست،سخنگوی مشخص و واحدی هم نداره.همه ی علوم چه فلسفه چه جغرافیا چه علوم انسانی و فنی و مهندسی و پزشکی و ... همه و همه یه چیزایی راج بهش گفتن.و خود این باعث مبهمتر شدنش شده. شاید بزرگترین مشکل پست مدرنیسم خود واژه ی اون باشه. Post یعنی پس و modern هم که یعنی امروزی،پس چطور میشه پس از مدرن بود؟پست مدرن تعاریف زیادی داشته و داره که فقط مختص این 30- 40 سال اخیر که بیشتر سر زبونا افتاده نیست .مثلا چاپمن انگلیسی 200 -250 سال پیش به نقاشیاش که از آخرین و مشهورترین سبک نقاشی اون موقعها (امپرسیونیسم) نقاشی تر بود گفته پست مدرن.یا مثلا توین بی معروف ایده ی عصر پست مدرنش رو اینطور تعریف کرد: عصر پیشرفت و ثبات اجتماعی. اما شاید به قول پانتویس آلمانی اروپاییهای پست مدرن یه طورایی به نهیلیستهای بی اخلاق امروزی تبدیل شدن.
دیدگاه و نظر این سری که گفته شد بر این اساسه که پست مدرنیسم در اثر تغییر شرایط جامعه که در نتیجه ی پیشرفت صنعته بوجود اومده. می بینیم که هدف از استفاده این واژه در قدیم و امروز با هم فرق کرده ولی تشابهی مهم که دارن اینه که هر دو اعتقاد دارن که دوره دیگه اون دوره ی قبل نیست،داره عوض میشه!!!آرمانهای مدرنیته تو این دوره آرمان نیستن،حتی کاملا عادی و ملموسن.در واقع هم همینطوره،پست مدرنیسم هم بالاخره از یه جایی اومده و به یه دوره و عصری متصله،مثل بقیه ی عصرا ( وسطی،مدرنیته،...) اتفاقا ادامه و به سر منزل رسیده ی این آخری،مدرنیتست .هر چند این که چه دورانی و چه سالهایی جزو کدوم عصرن و اصولا ابتدا و انتهای اعصارکجاست هم خودش کار هر کسی نیست.
نتیجه اینکه :
اگه چیزی رو پست مدرن لقب بدیم در واقع در یه مقوله ی خاص قرارش میدیم و شکل خاصی بهش داده ایم. یعنی به جای کشف درون و واقعیتش، یه صورت ذهنی و کلی به اون می بخشیم.%پست مدرنیسم رو در مفیدترین حالتش میشه به عنوان مقوله ی انتقادی و با انعطاف پذیری بالا با دامنه ی گسترده ی برداشتها و کاربردها خطابش کرد%( گلن وارد ). پس کاملا واضحه که اینقدهام که ما فکر میکنیم معنی پست مدرنیسم مشخص و آسون فهم و قابل کاربرد در هر زمینه ای نیست.

هوشیار احمدپناه

۱ نظر:

ناشناس گفت...

البته این واقعیت متکثر پست مدرن دلیل اصلی این رخداد است.(گلن وارد/10)ولی در همین وضعیت برخی جزییات گاهی مهمتر از کلی گویی های صرف است.هشدارتان به جا بود.
در ضمن تولد "هم آگاه را " به شما و آرش خان بخصوص تبریک میگویم.

لینک ها